السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

499

تفسير الميزان ( فارسي )

فرمائيد ) : « فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِه إِخْواناً » « 1 » ، « فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ » « 2 » ، و بنا بر اين ما راهى به اثبات اين كه « معناى اصلى كلمه در اين مقام منظور است » را نداريم . * ( « فَبَعَثَ اللَّه غُراباً يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ لِيُرِيَه كَيْفَ يُوارِي سَوْأَةَ أَخِيه » ) * در مجمع البيان گفته كلمه « بحث » در اصل به معناى جستجوى چيزى از لابلاى خاكها بوده ، سپس در مورد هر جستجويى استعمال شد ، « 3 » و كلمه « موارات » كه فعل مضارع « يوارى » از آن گرفته شده به معناى پوشاندن است ، و از همين باب است كلمه « توارى » كه به معناى « تستر خود پوشاندن » است ، و كلمه « وراء » به معناى پشت هر چيز است ، و كلمه « سواة » به معناى آن چيزى است كه انسان را خوشايند نباشد ، و كلمه « ويل » به معناى هلاكت است ، و عبارت : « يا ويلتى » كلمه اى است كه هر كس هنگام هلاكت به زبان مىآورد ، ( در فارسى هم مىگويند وا ويلاه ) و كلمه : « عجز » در مقابل كلمه « استطاعت توانايى » است . اين آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه قاتل بعد از ارتكاب قتل مدتى در كار خود متحير مانده ، و از اين بيمناك بوده كه ديگران از جنايت او خبردار شوند ، و فكر مىكرده كه چه كند تا ديگران به جسد مقتول بر خورد نكنند ، تا آنكه خداى تعالى كلاغى را براى تعليم او فرستاد ، و اگر فرستادن كلاغ ، و جستجوى كلاغ در زمين و كشتن قاتل برادر خود را پشت سر هم و نزديك به هم اتفاق افتاده بوده ديگر وجهى نداشت بگويد : * ( « يا وَيْلَتى أعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ » ) * معلوم مىشود مدتى طولانى سرگردان بوده . و نيز از زمينه كلام استفاده مىشود كه كلاغ مزبور بعد از بحث و گود كردن زمين چيزى را در زمين دفن كرده بوده ، چون ظاهر كلام اين است كه كلاغ خواسته چگونه دفن كردن را به قاتل تعليم دهد ، نه چگونه بحث و جستجو كردن را ، و صرف بحث و جستجو نمىتواند چگونه دفن كردن را به وى ياد دهد ، چون او مردى ساده لوح بوده ، و قهرا ذهن او از صرف بحث به دفن منتقل نمىشده ، بلكه ساده فهمى او به حدى بوده كه تا آن موقع معناى بحث را نفهميده ، چگونه ممكن است از بحث و منقار به زمين زدن كلاغ منتقل به دفن و پنهان كردن

--> ( 1 ) به نعمت و لطف خدا شما همه با هم برادر شديد . « سوره آل عمران ، آيه 103 » . ( 2 ) در نتيجه بر سر آن خطاها كه در دلهاشان پنهان مىداشتند از نادمان شدند . « سوره مائده ، آيه 52 » . ( 3 ) مجمع البيان ج 3 و 4 ص 184 .